عید فطر وخاطراتش
سلامممممممم آرسان نازم این اولین عید فطر بود که تو نفس ام کنارمون بودیییییییی و خدارو شکر میکنم به خاطر داشتن ات امسال به خاطر شیر دادن به تو فقط 15تا روزه تونستم بگیرم ماه رمضون خوبی بود با وجود تو عزیزمممممممممم صبح زود 6/5 بیدار شدم کارامو کردم اخه گفتن جمعه عید ولی باز طبق معمول یه روز زودتر عید گرفتیم بردمت حموم هاج و واج مونده بودی که صبح به این زودی چه خبر هههههه بعد رفتیم خونه بابااغا تا صبح عیدو با هاشون جشن بگیریم خوشحال بودی ومتعجب عیدی ام گرفتی مامان بابایی واست یه تیشرت گرفته بود و عمه بهار ومارتیا یه لاکپشت که بازی فکری دستشون درد نکنه وخونه عمو اسماعیل بابابیی هم اومدن خونه بابا آغا ما هم بعد نهار رفتیم بانه این اولین بار بود که نخوابیدی و تا بانه بیدار بودی عزیز دلم
وقتی رسیدیم همه منتظرت بودن با دیدن تو کسی مارو نمیدید .خوشحالم از این که اینقدر خوبی که همه دوست دارن.حسابی ام عیدی گرفتی بابا جون 50 تومن مامانم سویشرت وتوپ وحوله ودایی علی یه سگ پشمالو که واق واق میکنه خریده زن دایی پرشنگ 50تومن دایه حاجی و کا عزت دوست بابا جون زن دایی فرشته بهت عیدی دادن شب هم رفتیم خونه دایه حاجی همه بودن دایی صدیق و بچه و نوه هاش دایی جمال و کمال و بچه هاشون خاله ملیحه وبچه هاش همه میگفتن ماشالله بزرگ شدییییییییی اینم عکس ای عید رررررررراستی آرسان جونم عید فطر ازبزرگترین عیدای ماست پسرم


اینم پسر عمه مارتیا که تا عکس 2 نفره نداشتید امیدوارم بزرگ که شدید دوستای خوبی برای هم باشید پسر گلم. شب بعد واسه عید دیدنی رفتی خونه دایی ناصر که با اسباب بازی رادین پسر پسر دایی سرکوت ام بازی کرده آرسان انشاالله همه بچه ها سایه پدر مادر بالا سرشون باشه رادین 8ماهه بود تو شکم مامانش که بابایی شو ااز دست داد با دایی و زن دایی ام زندگی میکنه 
اینم رادین و آرسان آقا


عید فطر وخاطراتش
